به اینده انقلاب امید دارم

این وبلاگ حدود 8 سال پیش ساخته شده

آیا بنده در همون جایگاه ایمانی قبلی هستم یا نه؟

ای سیدعلی سیادتت را عشق است

ای سیدعلی سیادتت را عشق است

صبر و کرم و شهامتت را عشق است

گور پدرش هر که تو را آزارد

آقای منی ولایتت را عشق است

چون امر نمودی همگی می آییم

فردا بنگر، اوامرت را عشق است

از دست سران بی بصیرت هیهات

مظلوم زمان بصیرتت را عشق است

التماس دعا


این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غم هایتان از بین میرود:


((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ
امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ
العامین))

ترجمه:
منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن،
بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای
پروردگار جهانیان.

حضرت محمد (ص) فرمودند : هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش

گشایش پیدا می کند

اسلام سلفی و نظام سلطه

پدیده جهانی شدن، مدرنیته را رادیکالیزه می‏کند و باعث می‏شود سنت‏زدایی با سرعت بیشتری به حرکت خود ادامه دهد لذا بنیادگرایی نوعی واکنش نسبت به دنیای مدرن است. در چنین وضعیتی آن بخش از اقشار اجتماعی که تمسک به اصول جهانی مدرنیته برای آنان هویت بخش نیست و از سوی دیپر بنیاد های ملی و دینی اجتهادی برخوردار نیستند، این آمادگی را می‏یابند که در معرض جاذبه‏های ایدئولوژی‏ها بنیادگرا قرار گیرند (جلایی‏پور حمیدرضا، جنبش‏های بنیادگرا و مردم سالار در جهانی شده، ماهنامه آفتاب، شماره هشتم، مهر 1380، صفحه 10) سرخوردگی افراد به تعبیر فرانسیس فوکویاما «واکنش مایوسانه علیه دنیای مدرن است برای کسانی که قایل به سوار شدن در آن نیستند.» ) فوکویاما فرانسیس، اسلام و جهان مدرن، ترجمه سعید کوشا، ماهنامه آفتاب ش 14.فروردین 81 صفحه 75(.

به همین دلیل است که سردمداران و رهبران جنبش‏های بنیادگرا اسلامی بسوی قرائت های سلبی و خاص از اسلام روی می آورند و برخورد خشن را برای نیل به اهداف خود تجویز می کنند. البته سلفی گری در شکل سنتی خود صرفا به عنوان یک نگرش معیوب چندان حوزه عملی برای خود نمی بیند، بلکه این ورود به عصر پسااستعماری است که باعث می شود، سلفی گری به شکل گروههای تروریستی فراملی ظاهر می شود. جریان سلفی با استفاده از اندیشه های تکفیری ابن تیمیه و ابن وهاب و منابع مالی وسیعی که شبکه های وهابیت در اختیار آنان قرار می دهند سازماندهی گسترده ترین شبکه تروریستی جهان القاعد را در اختیار دارد که به دلیل استفاده از اشکال مختلف ایجاد خشونت نظیر تروریسم انتحاری نماینده شاخص تروریسم نوین در دوران معاصر به حساب می آید (سیدنژاد 100:1389). در یک جمع بندی باید گفت؛ قرائت های افراطی و خوارجی از اسلام، گسترش فقر اقتصادی و حاکمیت استعمار در دنیای اسلام سبب گردیده است تا شاهد گسترش اندیشه های سلفی باشیم. لذا از ابتدای شکل گیری مدارس تکفیری در عربستان و پاکستان، شاهد عدم تعارض میان جریان سلفی با سیاست های امریکا هستیم. بدین ترتیب که امریکا از بزرگترین حامیان تسلیحاتی سیاسی طالبان در جنگ داخلی افغانستان بود.

بعد از حوادث یازدهم سپتامبر نام اسامه بن لادن با دلخراش‏ترین، سازمان یافته‏ترین و وسیع‏ترین حمله تروریستی قرین گردید. نقض گسترده حقوق بشر در افغانستان، حمله به مراکز دیپلماتیک، فعالیت های تروریستی گسترده در سطح جهان و دلایل دیگر از این دست باعث گردید، تا در سیاست های آمریکا در قبال طالبان تجدیدنظر صورت گیرد.( نفت، انرژی و طالبان نصرتی نژاد، فرهاد مجله کتاب ماه علوم اجتماعی » فروردین و اردیبهشت 1381 - شماره 54 و 55 (از صفحه 72 تا 75)

 

3 رویکرد در مطالعه ارتباط سلفی گری و نظام سلطه

جهت شناخت تاثیرات عملکرد جریانات سلفی تروریستی نظیر القاعده و شاخه سوری النصره و نظام سلطه جهانی 3 رویکرد وجود دارد. لذا به جهت اهمیت نسبت سنجی این جریانات با نظام سلطه در تبیین شرایط جهانی، ابتدا به سه رویکرد؛ ژئوپلتیک نفت، دگرسازی از اسلام، لیبرال دموکراسی، می پردازیم.

در رویکرد دگرسازی از اسلام گفته می شود: آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم با تهدیدات فزاینده اتحاد شوروی، مواجه بود و لذا همواره، آن چه سر لوحة اقدامات خشونت آمیز آمریکا بوده، منافع او در مقابل خطر کمونیسم بوده است. به این ترتیب آمریکا دشمنان خود را، به عنوان امپراتوری شیطانی، محور شرارت خوانده و آنان را دشمنان صلح و امنیت جهان معرفی کرده اند (موسوی شفائی، 1388: 128). اما پس از فروپاشی شوروی و به ویژه پس از 11 سپتامبر، عمدتا به بهانه بنیادگرایان اسلامی و مبارزه با تروریسم به جنگ طلبی آمریکا افزوده شده است. از این منظر و از نظر استراتژیست های آمریکایی، انها با تهدید شبکه های فراملی تروریستی بنیادگرایی اسلامی و فعالیت های هسته ای ایران مواجه هستند. لذا یک این همانی میان تهدیدات کمونیسم در 1955 و اسلام گرایی در 2005 صورت می گیرد (کورت2005). لذا این دشمن سازی، عامل وحدت بخش در جهان غرب و ناتوست که نهایتا با تحکیم هژمونی امریکا باعث می شود، سیطره جهانی امریکا محفوظ بماند. لذا از این منظر فعالیت های گروههای تروریستی اسلامی همچون القاعده حتی اگر ارتباط پنهانی و مستقیمی با اوامر امریکایی ها نداشته باشد، باعث تقویت سیاست های امریکا و تعمیق ارزشهای لیبرال دموکراسی و هراس افکنی از تمامی اندیشه های معنوی و دینی می گردد.

در رویکرد ژئوپلیتیک نفت اینگونه استدلال می شود که، تسلط اقتصادی بر منابع انرژی جهان آینده سیاست جهانی اهمیت اساسی دارد، لذا در تمامی سالهای قرن بیستم نیز تسلط بر كشورهاي صادركننده نفت به ويژه در خاورميانه، محور سياست خارجي آمریکا بوده است. منطقه‌ي خاورميانه به دليل برخورداري از حدود دو سوم ذخاير شناخته شده‌ي نفتي، توليد و صدور روزانه بيش از نيمي از نفت مصرفي جهان در مراكز ثقل سياست‌هاي نظام سرمايه‌داري به ويژه آمريكا و اروپا قرار دارد. از نظر نویسندگان کتاب، ظهور طالبان و اسامه بن لادن را باید در قضیه انرژی(نفت و گاز) جست و جو کرد. از همین منظر استدلال می شود که حکومت طالبان در افغانستان در یک وحدت نفتی با آمریکا قرار داشت. در کتاب «بن لادن، حقیقت ممنوع» که توسط ژان شارل بریزارد( drasirB selrahc naeJ ) و گیوم داسکیه( eiuqsaD mualliuG )منتشر شده است با سرفصل های «ارتباط سری ایالات متحده آمریکا-طالبان»، «وزارت امور خارجه آمریکا پدر خوانده طالبان» و ... به چگونگی ظهور طالبان در سال 1994 می‏پردازد و ظهور طالبان را با منافع نفت و گاز منطقه در هم آمیخته می‏داند (ص 27). این سلاح نفت است که باعث شده توسعه اقتصادی کشورهای شمال بر پایه همدستی با دیکتاتورهای نفتی تأمین شود و دست آنان در ترویج ارتجاعی‏ترین باورها باز گذاشته شود. لذا گسترش سلفی گری در خاورمیانه، مشروعیت بخش حضور نظامی در خاورمیانه، تسلط بر منابع نفتی و غارت نفت دولت های اسلامی می باشد.

رویکرد سوم نیز در واقع همان رویکرد رسمی و اعلانی و تبلیغاتی  ایالات متحده آمریکاست. ایالات متحده برای ایجاد نظم لیبرال در جهان، سعی در اشاعه و انتشار ارزش‌ها و هنجارهای لیبرال نموده و مشکل دنیای معاصر را خشونت، بنیادگرایی و عدم دموکراسی می داند. در این چارچوب بزرگترین تهدید صلح جهانی، دولت هایی هستند که ارزشهای دموکراسی را نپذیرفته اند، ولیکن امروز خبری از دولت های ابرقدرت در برابر آمریکا وجود ندارد، بلکه تهدیدهای نامتقارن نظیر گروههای تروریستی هستند که صلح و امنیت جهانی را مختل نموده. آمریکا هم برای حفظ ارزشهای دموکراتیک و دفاع از متحدان خود بایستی در برابر این تهدید بیاستد.

ناگفته پیداست که دو رویکرد اول و دوم به خوبی می تواند، سیاست های نظام سلطه و جریانات تروریستی سلفی از جمله النصره را توضیح دهد. جریانات سلفی زمینه را برای اشغال گری در کشورهای نفتی خاورمیانه مهیا کرده و فضای جهانی را بسوی تقابل تمدنی با اسلام به عنوان یک خطر جهانی تغییر می دهد و در نهایت شرایط را برای استمرار و تحکیم هژمونی ایالات متحده فراهم می کند.

چرا رهبری از روسای قوا در منظر عموم حمایت می کنند؟!

رهبر معظم انقلاب، در توضیح سیاست حمایتی خویش از روسای قوا، علاوه بر آنکه آن را یک اصل و یک وظیفه شرعی برای خود دانسته، می‌فرمایند:
"من هميشه از سه قوّه حمايت كرده‌ام و خواهم كرد. اين وظيفه من است. رؤساى اين سه قوّه هر كدامشان تا وقتى كه در رأس اين سه قوّه‌اند، از حمايت من برخوردارند. اين به آن معنا نيست كه من همه كارهاى اين سه قوّه را قبول دارم؛ نه ... شما از من گله نكنيد كه چرا حمايت مى‌كنم؛ من بايد از مسؤولان قوا حمايت كنم. البته اين حمايت، در منظر عام است. در ديدارها، در دستورها و در پى‌نوشتها، انتقاد هست، اعتراض هست، دستور برخى چيزها هست. بله؛ البته در مواردى اگر اصلاحى لازم باشد و من بتوانم آن را انجام دهم و دخالت در كار قوّه نباشد كه نظام آن را به هم بزند، آن دخالت را هم مى‌كنم. گاهى ما به بعضيها در جلسات خصوصى تشر هم مى‌زنيم؛ اما حمايت معنوى عمومى را از هر سه قوّه لازم مى‌دانم؛ باز هم ان‌شاءاللَّه حمايت خواهم كرد."

آيا روابط ايران با كشورهاي عربي بهبود خواهد يافت ؟

با پيروزي دكتر روحاني در انتخابات اخير رياست جمهوري زمزمه ها و اميدهايي مبني بر بهبود روابط با اعراب به گوش مي رسد. اينك سوال اصلي اينست كه آيا چنين امري ممكن خواهد بود؟ در پاسخ بايد به تاريخ و فرهنگ انباشته روابط ميان ايران و اعراب اشاره نمود. هرچند نوع روابط ایران با هریک از کشورهای عربی، عمدتاً واقع گرایانه و در چارچوب دولت ـ ملت شکل می‌گیرد، اما درکی کلی از جهان عرب، مبتنی بر هویت نیز وجود دارد که گویی یک نگاه هویتی و جمعی نیز به اعراب وجود دارد. ایران اگر چه دارای برخی اشتراکات فرهنگی و عقیدتی و منافع مشترک اقتصادی با کشورهای عربی است، اما از پاره‌ای جهات به ویژه پیشینه تاریخی دارای تفاوت‌ها و اختلافاتی با اعراب است. مجموع ویژگی‌های قومی، مذهبی، زبانی و ژئوپولیتیک ایران و تعارض این ویژگی‌ها با اعراب سبب شده است تا این کشور نتواند روابطی پایدار و مطمئن با آنها برقرار نماید. لازم به ذکر است اعراب، نظام جمهوری اسلامی ایران را یک نظام دینی می دانند. البته گاهی برخی آنرا به دید یک نظام مذهبی و طایفه ای نیز می نگرند. ایرانیان نیز بی شک دوست ندارند که انقلاب اسلامی به چشم یک انقلاب مذهبی و یا طایفه ای دیده شود و به همین دلیل همواره در رفتار فرهنگی، سیاسی و نیز سیاست خارجی خود بر وحدت امت اسلامی تاکید می کنند. لذا در سه دهه گذشته، سياست خارجي ايران با چالش‌هاي بزرگي مواجه شده است که شايد برجسته‌ترين چالش، تصويري بود که از ايران در منطقه خاورميانه ارائه شد. اين تصوير داراي دو بعد است؛ بعد اول که شکلي مثبت دارد و نزد برخي ملت‌ها از جمله ملت‌هاي عربي ديده مي‌شود و بعد دوم که نزد دولت‌ها وجود دارد و تصويري منفي از ايران نشان مي‌دهد که به دنبال منافع توسعه‌طلبانه و فرقه‌اي خود است. در طول دهه هشتاد میلادی بيشتر کشورهاي عربي – به غير از سوريه– معتقد بودند که ايران، ملت‌ها را عليه دولت‌هاي موجود تحريک مي‌کند و موضع آن در برابر رژيم صهيونيستي تنها تاکتيکي براي تحريک افکار عمومي عليه نظام‌هاي موجود عربي است. اين تصوير از ايران همچنان پا برجا باقي مانده است. دیپلماسی ایران باید تلاش کند بخش منفی نگاه عربی را به نحو بهینه‌ای مدیریت نماید تا از پیچیده‌تر شدن یا سخت‌تر شدن آن جلوگیری شود.

یافته‌ها نشان می‌دهد که سه گفتمان مذهبی، قومی و ژئوپلیتیک مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر نوع نگاه اعراب نسبت به ایران می‌باشد. دقت در این سه گفتمان نشان می‌دهد که برخی از وجوه آن – خصوصاً در دو گفتمان نخست- دارای صبغه و ریشه‌های تاریخی و عمیقی است. به عبارت دیگر، اعراب سنی نسبت به تشیع حساسیت زیادی نشان می‌دادند و نگاه قوم محور و ناسیونالیستی اعراب نسبت به ایرانیان نیز، مبنایی برای قضاوت‌های آنان در مورد تعارضات ملیت محور بوده است. عوامل دسته سوم یعنی؛ رقابت‌های منطقه‌ای سیاسی و ژئوپولیتیک نیز مزید برعلت است. در بیان عوامل اختلافات ایرانی – عربی، علاوه بر عوامل پیش گفته، نباید از نقش برخی از قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز غفلت نمود. به اعتقاد اعراب، ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در حوزه جهان اسلام نیز به رقیبی تأثیرگذار تبدیل شده و رهبری اعراب در جهان اسلام را نیز به چالش کشیده است. در شرایط جدید، عواملی چون سقوط رژیم بعثی عراق که از طرفی منجر به سقوط یک رژیم ناسیونالیست عربی به عنوان وزنة متعادل کننده ایران و از طرف دیگر منجر به قدرت یافتن شیعیان در این کشور شد و همچنین پیروزی حزب‌الله لبنان و حماس بر اسرائیل در جنگ‌های 33 روزه و 22 روزه که خود به خود سبب افزایش نقش و نفوذ منطقه‌ای ایران شد، بر حجم نگرانی دولت های عربی نسبت به ایران افزوده است.

مهم ترین زمینه های نگرشی اعراب در قبال ایران را می توان اینگونه مورد اشاره قرار داد که؛ نخست، ایران به دنبال نظم دهی در جهان عرب می باشد؛ دوم، ایران همواره  قدرت نظامی و مسائل امنیتی را تقویت می نماید. سوم، ایران، به دنبال سلطه بر خلیج فارس است؛ چهارم، ایران بزرگ ترین دولت شیعی است که به دنبال شعارهای ایدئولوژی انقلابی می باشد.

لذا به نظر می رسد در سطح نگرش ها و افکار عمومی اعراب و در ميان دولت هاي عربي، چالش‌هاي جديدي براي سياست خارجي ايران ايجاد شده است. لذا براي گذر از اختلافات تاريخي و فرهنگ انباشته در اذهان بايد مسيري طولاني را سپري نمود. نبايد انتظار داشت روابط ايران و اعراب به روابط دوستانه بدل شود اما حداقل مي توان اميد داشت كه از بحران ها جلوگيري كرد.

واکنش ها و پاسخ ها به اظهارات حسن روحانی در برنامه گفت و گوی خبری

1- پدر شهید احمدی روشن

2- علی اکبر ولایتی

3- بازخوانی صحبت های علی باقری

4-بازخوانی صحبت های محسن رضایی

5- پوستر در رابطه با این سخنان

6- حسن روحانی چه چیزی را تحریف کرد

7- غربی ها چگونه حسن روحانی را فریب دادند

8-لینک سخنان مقام معظم رهبری که روحانی به آن استناد کرده است

9- رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان استان یزد (۱۳۸۶/۱۰/۱۳)

10- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسوولان و کارگزاران نظام (۱۳۹۱/۰۵/۰۳)

11- کلیپ صحیت های حاج سعید قاسمی

12-جوابیه ای به سخنان آقای حسن روحانی

13-روحانی: سوال انتقادی می پرسی پس بی سوادی

14- نامه یک فرزند شهید به حسن روحانی

15-اخبار ویژه روزنامه کیهان: از کدام افتخار سخن می‌گوئید؟!

16-روحانی عوام فریبی تمام عیار

17- واکنش ها و پاسخ ها در آپارات

به روز می شود

سخنان رهبر معظم انقلاب 6/2/1392

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:

جبهه معاندان، ۳۴ سال است كه به هنگام برگزاری هر انتخابات، جنجال آفرینی می كنند و در عین حال همواره هم ناموفق بوده اند، و به لطف الهی این بار نیز ملت بزرگ ایران، به آنها تو دهنی خواهند زد.

غرویان: اینکه القا می کنند قرار است فلانی از صندوق رای بیرون بیاید، مردم را مایوس می کند


هفته نامه متن نوشت:

محسن غرویان مدرس حوزه علمیه قم از بعضی ترفندهای تبلیغاتی انتقاد کرده است وی می نویسد:

متاسفانه در زمان انتخابات کسانی که دل در گروی نظام و رهبری ندارند و سعی دارند مردم را از موثر بودن رای و نظرشان در تعیین سرنوشت کشور، دلسرد و مایوس کنند، با بیان حرف‌هایی که هیچ پایه و اساسی ندارد، تلاش می‌کنند جوی سرد را بر انتخابات و فضای سیاسی ایران حاکم کنند. بنابراین افراد را به عنوان کاندیدا‌ی مورد حمایت حاکمیت و رهبری مطرح می‌کنند و بعد اینگونه نتیجه‌گیری می‌کنند که قرار است نام این شخص از صندوق آرا بیرون بیاید و به این ترتیب موجب یاس مردم از تعیین سرنوشت خود می‌شوند. آنچه مسلم است این است که وسایل ارتباط جمعی هم باید در جهت روند تکاملی جامعه در خدمت اشاعه فرهنگ و مطالبات متنوع و مختلف جامعه باشند و از برخورد سالم اندیشه‌های متفاوت باید بهره‌جویی شود و از اشاعه و ترویج خصلت‌های تخریبی و ضد‌اسلامی جدا پرهیز شود، مردم باید هوشیار باشند و فریب جو‌سازی‌ها را نخورند، باید ببینیم این نقشه‌ها را چه کسی می‌کشد و این شایعات را چه کسانی می‌سازند.

در حال حاضر اعتماد چندانی به این حرف‌ها نیست. اینکه می‌گویند جلیلی کاندیدای حاکمیت است. خودش یک نوع طراحی و نقشه است برای اینکه آن فرد را سر زبان‌ها بیندازند. این از آن ترفند‌های تبلیغاتی است که برخی از جریان‌های سیاسی به سود یا علیه یک شخص از آن استفاده می‌کنند. فراموش نکنیم که رهبری فرمودند ملاک ما برای مطلع شدن از نظر رهبری باید حرف‌های صریح و شفاف ایشان باشد و ایشان هم که بارها تاکید کردند و فرمودند: «رای من را هیچ‌کس نمی‌داند.» و تاکید کردند همه سلیقه‌ها در انتخابات شرکت کنند؛ چراکه رهبری مردم را تصمیم ‌گیرنده می‌دانند. حاکمیت در حقیقت مردم هستند. زیرا این مردم هستند که با رای خود رئیس جمهور را معلوم می‌کنند، همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند و مقام معظم رهبری نیز تاکید دارند،‌حاکمیت همان رای اکثریت مردم است.

در مقدمه قانون اساسی آمده است حکومت از دیدگاه اسلام، برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه‌گری فردی یا گروهی نیست،‌بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می‌دهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی راه را به سوی هدف نهایی؛ یعنی حرکت به سوی الله بگشاید. در سایر اصول قانون اساسی هم اگر دقت کنیم،‌بر مشارکت فعال گروهی و گسترده تمامی عناصر اجتماعی در روند تحول جامعه تاکید شده و خود قانون اساسی زمینه مشارکت را در تمام مراحل تصمیم‌گیری‌های سیاسی و سرنوشت‌ساز برای همه افراد اجتماع فراهم ساخته است. بنابراین مراقب باشیم تا با رفتار‌های غلط، برخلاف قانون عمل نکنیم. این حرف‌ها نوعی القا، تبلیغ و جریان‌سازی به نفع یک فرد و گروه خاص است، ما باید هوشیار باشیم، مردم هم فریب این نوع القائات را نخورند. در انتخابات دو دوره گذشته هم همین جریان‌سازی‌ها و القائات صورت گرفت و از مفاهیم دینی مثل خواب امام زمان استفاده شد و سرانجامش هم این شد که الان می‌بینیم. مردم براساس حرف‌های متشابه عمل نکنند، محکمات فرمایشات رهبری و امام (ره) در دست است، مردم براساس همان حرکت کنند.

هیچ كس از رای من مطّلع نخواهد بود

كمتر از سه هفته به روز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم باقی است. هرچه به انتخابات نزدیك می‌شویم بازار شایعات داغ می‌شود. یكی از شایعاتی كه می‌تواند در فضای انتخابات تأثیرگذار باشد، شایعه‌ی حمایت رهبری از نامزدی خاص و یا اطلاع از رأی رهبر انقلاب اسلامی در انتخابات است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای چندین‌بار در ایام انتخابات‌ها این مسائل را تكذیب و نظر خود را صریحاً بیان كرده‌اند. برای آخرین بار نیز ایشان در ابتدای سال ۹۲ در حرم رضوی درباره این مسائل، این‌چنین فرمودند:

«رهبری، یك رأی بیشتر ندارد. بنده‌ی حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یك رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی كه در صندوق انداخته نشود، هیچ كس از آن مطّلع نخواهد بود. حالا ممكن است آن كسانی كه صندوق دست آنها است، بعد باز كنند، خط اين حقير را بشناسند، بفهمند بنده به چه كسی رأی دادم؛ اما تا قبل از رأی دادن، كسی مطّلع نخواهد شد. اينجور نيست كه كسی بيايد نسبت بدهد كه رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نيست. اگر چنين نسبتی داده شد، اين نسبت درست نيست.»